X
تبلیغات
نماشا
رایتل
من یه دختر یه همسر یه خواهر و در آینده یه مادرم...
من مامان یه دختر کوچولوی دوست داشتنی شدم

من تا خالا هیچی از خودم نگفتم 

من یه دختر اهوازیم که با یه پسر کرد ازدواج کردم الان هم تو قصر شیرین زندگی می کنیم. 

اینجا یه شهر کوچیکه مرزیه که اگه از تو نقشه نگاه کنین یه گوشه استان کرمانشاه رفته تو عراق این نقطه همون قصر شیرینه(آدرس دهی رو حال کردین) 

اینجا تقریبا همه همدیگر رو میشناسن. 

اینقذر که هفته اول زندگیه من توی این شهر زنا منو با انگشت بهم نشون میدادن و میگفتن این عروس اقای فلانیه (حال کنید اطلاع رسانی رو). 

خلاصه اینکه اینجا اینقدر کوچیکه که من هیچ کار خاصی ندارم توش تا باهاش سرگرم بشم مگر اینکه برم بازارچه مرزی که اونم اینقدر رفتم که تک تک جنسا و قیمتها رو حفظ شدم. 

یه سرگرمیه دیگم هم اینه که با یکی از دوستام که زن دوست شوهرمه بریم مهمون بازی یعنی یه بار من برم خونه اونا یه بار اون بیاد خونه ما! 

واسه همین شوهری واسم بساط اینترنت رو برپا کرد تا من کمتر بهش غر بزنم البته یک کمی هم بخاطر خودش بود که دنبال عکس ها و فیلمای مورد علاقش بگرده و دانلود کنه!!! 

از اونجا که من دختر جنوبیم یعنی اهوازیم یه سری غذاهای جنوبی درست میکنم که بین دوستای شوهرم و علی الخصوص خانواده ی شوهرم طرفدار داره مثل سمبوسه و فلافل یا میگوی پفکی یا قلیه ماهی یا... خلاصه غذاهی جنوبی دیگه  

در همین زمینه شوهرم و یکی از دوستاش به فکر افتادن از این خصوصیت من استفاده ابزاری کرده و یه ساندویچی بزنن و پول در بیارن البته تا این فکرشون به عمل تبدیل بشه خیلی طول میکشه و من باید حسابی ازشون سواستفاده بکنم و کار بکشم تا راضی بشم واسشون این چیزا رو درست کنم دیگه  

البته از اون جایی که من دختر خوبیم فقط مجبورشون میکنم یه سری تغییرات تو خونه بدن همش 

همین خیلی کار سختی نیست فقط رنگ دیوارا رو عوض کنن و سریس خواب رو کاملا به یه جای دیگه خونه ببرن و اشپزخونه رو یه سری تغییرات جزیی بدن یه چند تا کار کوچولوی دیگه 

گفتم که من خیلی دل رحم هستم

7 آبان 1390 :: 06:42 ب.ظ :: نویسنده : ستاره
موضوعات
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 58534

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید