X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
من یه دختر یه همسر یه خواهر و در آینده یه مادرم...
من مامان یه دختر کوچولوی دوست داشتنی شدم

مارهاُ؛قورباغه ها را میخوردندو قورباغه ها از این نابسامانی بسیار غمگین بودند. 

تا اینکه قورباغه ها علیه مارها به لک لک ها شکایت کردند 

لک لک ها بعضی از مارها را خوردند و بقیه را هم تارو مار کردندو قورباغه ها از این حمایت شادمان شدند. 

طولی نکشید که لک لک ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها و قورباغه ها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند. 

عده ای از آنها با لک لک ها کنار أمدند اما عده ای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند. 

مارها بازگشتند اما همپای لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند و  

قورباغه ها دیگر متقاعد شدند که انگار برای خورده شدن به دنیا آمده اند. 

برای آنان هنوز یک مشکل حل نشده است انها نمیدانند که توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان؟؟؟؟ 

بساری اوقا ساده دلی و کوته فکری خود ماست که به ما ضربه می زند و باعث سرنگونی انسانها می شود. 

از دشمنان برند شکایت به دوستان 

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟ 

به دوستان دورنگم همیشه دل؛تنگ است 

فدای همت دشمن شوم که یکرنگ است

28 آبان 1390 :: 02:56 ب.ظ :: نویسنده : ستاره
موضوعات
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 58534

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید