X
تبلیغات
نماشا
رایتل
من یه دختر یه همسر یه خواهر و در آینده یه مادرم...
من مامان یه دختر کوچولوی دوست داشتنی شدم

شوهری سه تا خرگوش کوشمولو واسم خریده بود... Rabbit 3 smiley 104

از این خرگوش سوسولیااااا...که کوچیکن نژادشون برزیلیه اینقده نازن... Rabbit 3 smiley 107

هی... 

Rabbit 3 smiley 113

 

 

  

 

 

میزاشتیمشون توی حیاط واسه خودشون بازی کننن غروب هم برشون میگردوندیم توی یه جعبه و می بردیمشون توی خونه ... Rabbit 3 smiley 071

دیروز صدای یه جیغ اومد... 

Rabbit 3 smiley 102

 

 

 

 

 

 

صدای مامان شوهرم از پایین اومد که مریم بدو یکی از خرگوشارو گربه برد... Rabbit 3 smiley 029

دوتاشون تا مامان شوهری رفته بود توی حیاط رفته بودن زیر پاهاش پناه گرفته بودن ولی سومی رو گربه برده بود و صدای جیغ هم ماله اون بوده...

 

Rabbit 3 smiley 018

 

 

 

 

 

 

با هزار زحمت اون بیچاره رو روی لونه کبوترا پیدا کردیم با یه دسته شکسته و گردن زخمی... Rabbit 3 smiley 017

یه کمی زخماش رو ضدعفونی کردیم و دستش رو شوهری اتل بست ولی اصلا تکون نمیخورد و گردنش رو کج گرفته بود... 

Rabbit 3 smiley 122

 

 

 

 

 

 

تا اینکه امروز ظهر طفلی مرد اینقدر غصه خوردم...

Rabbit 3 smiley 096

 

 

 

 

 

 

حالا از ترس خودم اون دوتای دیگه رو نمی برم بیرون ولی شوهری حکم قتل گربهه رو صادر کرده ... Rabbit 3 smiley 032

اخه ما گربه نداشتیم نمیدونم چطوری اومده بود توی حیاط طفلی خرگوش نازم... 

Rabbit 3 smiley 024

 

 

 

 

 

 

گناه داشت اینقده کوشولو بود...

20 مهر 1391 :: 05:11 ب.ظ :: نویسنده : ستاره
موضوعات
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 58534

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید