X
تبلیغات
نماشا
رایتل
من یه دختر یه همسر یه خواهر و در آینده یه مادرم...
من مامان یه دختر کوچولوی دوست داشتنی شدم

خدایا شکرت بابت این همه دوستای خوب 

خدایا ممنون که اینجا همه منو دوست دارن  

خدایا ممنون که قلبی بهم دادین که اونقدر بزرگه که بتونم خیلیی هارو توش جابدم 

من اگر میدونستم اینقدر دوستم دارین زودتر از اینا تولد می گرفتم و زودتر از اینا تهدید میکردم که خودم رو میکشم باور کنین اینقدر خوشحال شدم که حد نداره 

زودتر از اینا باید تهدیدتون میکردم که پست های رمز دار مینویسم تا به قول بعضی از دوستان باسن های محترمتون بصوضه... 

من چقدر خوشبختم ... 

چقدر خوشحالم... 

شوهرم از صبح تا حالا بخاطر من تمام قصر شیرین و شهرهای اطراف رو گشته تا برام کیک تولد پیدا کنه ولی طفلی نتونسته و اخر سر با یه قیافه ی این شکلی اومده خونه 

با مظلومیت تمام میگه: 

 مریم اگر من قول بدم فردا برات کیک بخرم خیلی ناراحت میشی؟ 

و من از همه جا بی خبر که شوهری تا ظهر دنبال کیک بوده: 

چطور مگه چی شده؟ 

و شوهری با عشقی که از تو چشاش قلمبه زده بیرون میگه: 

بخدا قصر(قصر شیرین) و سرپل(سرپل ذهاب) و گیلان(گیلان غرب) رو دنبال کیک گشتم ولی پیدا نکردم همه گفتن باید از قبل سفارش بدی!! 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

من که حسابی حس انسان دوستی و محبتم گل کرده بود و در ضمن به طرز وحشتناکی دلم میخواست یکی واسم دل بسوزونه گفتم: 

اشکالی نداره امسال هم مثل پارسال فکر میکنیم من اهوازم و تو اینجا خوبه؟  

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

حمید هم عصبانی شد هم به طرز وحشتناکی احساس گناه بهش دست داده بود گفت: 

نامرد پارسال که تا رسیدم اهواز رفتیم واست کیک خریدم!! 

من با بغض الکی گفتم: باشه قبوله... 

شوهری هم بغلم کرد و کلی بوس ابدار بهم داد و بعد گفت حالا ناهار بیار بخوریم به خدا خیلی گشنمه!!! 

من که دوباره همون حس یکی دلش بسوزه دوباره اومد سراغم تو دلم گفتم برات دارم ولی هیچی نداشتم خب گناه داره تو این خراب شده که قنادیاش فقط کیک سفارشی درست میکنن خب شوهری چه گناهی داره ... 

ولی الان تازه از یه گردش توپ دو نفره اومدیم

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

تو این سرما رفتیم بیرون هرچند به خاطر این فوتبال مزخرف همه تعطیل بودن ولی ما به جای کیک چیپس و پفک و کرانچی و لواشک گرفتیم تا باهاش جشن بگیریم خوش به حال من و شوهرم که اینقدر خوشبختیم  

الانم که بابام حسابی حال شوهری رو گرفته آخه شوهری استقلالیه و بابام پرسپولیسی ببینی چی به سر شوهری اومده وقتی تیمش اینطوری باخته

13 بهمن 1390 :: 08:29 ب.ظ :: نویسنده : ستاره
موضوعات
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 58534

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید